
عملیات
حق تصمیم را قبل از گلوگاه روشن کنید
بسیاری از کندیهای سازمانی به ضعف آدمها ربطی ندارد؛ به این ربط دارد که هیچکس دقیق نمیداند چه کسی حق تصمیم دارد. این مقاله برای همین نقطه کور است.
در خیلی از کسبوکارها، تصمیمها روی کاغذ سریعاند ولی در عمل کند میشوند. دلیل پنهانش معمولاً این است که حق تصمیم روشن نیست. آدمها میدانند چه مسئلهای باید حل شود، اما مطمئن نیستند چه کسی تصمیم نهایی را میگیرد، چه کسی باید صرفاً نظر بدهد و چه کسی فقط باید در جریان باشد.
ابهام در حق تصمیم، انرژی تیم را از اجرا به سمت هماهنگی دفاعی میبرد.
فرق مسئول اجرا با صاحب تصمیم
گاهی یک نفر مسئول انجام کار است ولی تصمیم نهایی جای دیگری گرفته میشود. اگر این تفکیک روشن نباشد، فرد مسئول یا بیش از حد محتاط میشود یا برعکس، تصمیمی میگیرد که بعداً برگشت میخورد. هر دو حالت هزینه دارند.
حق تصمیم را برای حوزههای پرتکرار مکتوب کنید
تخفیف، استخدام، اولویت بکلاگ، هزینههای بازاریابی، پاسخ به شکایت ویژه، یا تغییر در زمان تحویل، از همان موضوعهایی هستند که اگر چارچوب نداشته باشند هر بار تیم را وارد مذاکره درونسازمانی میکنند. یک جدول ساده که بگوید تصمیمگیر، مشورتشونده و مطلع کیست، بخش بزرگی از این اصطکاک را حذف میکند.
سه سطح مفید برای شفافسازی
- چه چیزی را فرد یا تیم میتواند مستقل تصمیم بگیرد
- چه چیزی نیاز به مشورت دارد اما نه تأیید
- چه چیزی بدون تأیید نباید جلو برود
شفافیت حق تصمیم، اعتماد را بیشتر میکند
بعضی مدیرها نگراناند که این کار کنترل را کم کند. معمولاً برعکس است. وقتی حدود اختیار روشن باشد، تصمیمهای کوچک سریعتر میشوند و مدیر فقط در موضوعات مهمتری وارد میشود. این یعنی تمرکز مدیریتی بالاتر و سرعت عملیاتی بهتر.
جمعبندی و اقدام
- پنج تصمیم پرتکرار اما مبهم را فهرست کنید
- برای هرکدام تصمیمگیر، مشورتشونده و مطلع را مشخص کنید
- این تعریف را در ابزار قابل رجوع تیم ثبت کنید
- بعد از دو هفته، تصمیمهایی را که هنوز گیر میکنند دوباره بازطراحی کنید
منابع و مطالعه بیشتر
این نوشته بازآفرینی تحلیلی است؛ برای جزئیات و زمینهٔ اصلی به منابع اولیه سر بزنید.
1. 37signalsوبسایت
Rework
2. EOS Worldwideوبسایت
EOS Implementer information
اگر این را خواندید
این نوشتهها هم به همان موضوع نزدیکاند.