
فروش
سخت qualify کنید، نه سرد
qualify کردن قرار نیست رابطه را خراب کند؛ برعکس، اگر درست انجام شود به مشتری نشان میدهد که قرار نیست هر مسئلهای را صرفاً برای بستن قرارداد، بله بگویید.
بعضی فروشندهها از qualify کردن میترسند، چون فکر میکنند اگر سؤالهای سخت بپرسند یا نامناسببودن فرصت را مطرح کنند، مشتری دلخور میشود. نتیجهاش این میشود که همهچیز را مبهم جلو میبرند، زمان زیادی میگذارند و آخر کار میفهمند اصلاً تناسبی وجود نداشته است.
qualify کردن خوب یعنی احترام به زمان هر دو طرف.
qualify یعنی چه؟
یعنی بفهمید آیا این فرصت واقعاً با چیزی که میفروشید جور است یا نه. بودجه، فوریت، دامنه مسئله، وضعیت تصمیمگیری و تناسب راهحل، همه جزو این سنجشاند. اگر این بخش را رد کنید، احتمالاً بعداً به شکل اعتراض، سکوت یا تعویق برمیگردد.
سختگیری لزوماً بیادبی نیست
شما میتوانید سؤال سخت را با لحن حرفهای بپرسید: «برای اینکه وقت شما و تیممان درست مصرف شود، خوب است بفهمم تصمیم نهایی اینجا چطور گرفته میشود.» این جمله هم شفاف است، هم محترمانه.
چرا qualify نکردن خطرناک است؟
چون به شما امید کاذب میدهد. فرصتهایی که هرگز قرار نبوده بسته شوند، قیف را باد میکنند، forecast را خراب میکنند و ذهن تیم را درگیر نگه میدارند.
یک نشانه خوب
اگر گاهی با احترام از بعضی فرصتها فاصله نمیگیرید، احتمالاً بهاندازه کافی qualify نمیکنید.
جمعبندی و اقدام
- سه معیار qualify حیاتی خودتان را مشخص کنید
- برای سؤالهای سخت، لحنهای حرفهای و ساده آماده کنید
- فرصتهایی را که هیچ تناسب واقعی ندارند محترمانه کنار بگذارید
- qualify را مانع فروش نبینید؛ بخشی از فروش سالم ببینید
منابع و مطالعه بیشتر
این نوشته بازآفرینی تحلیلی است؛ برای جزئیات و زمینهٔ اصلی به منابع اولیه سر بزنید.
1. HubSpot Sales Blogوبسایت
Sales Qualification: Gauging Whether a Lead Aligns With Your Offering
2. HubSpot Sales Blogوبسایت
How I use BANT to qualify prospects [+ expert tips]
اگر این را خواندید
این نوشتهها هم به همان موضوع نزدیکاند.