
بازاریابی
قبل از ترفیع، جایگاهتان را روشن کنید
اگر مخاطب سریع نفهمد دقیقاً برای چه کسی و در برابر چه جایگزینی بهتر هستید، تبلیغ بیشتر فقط ابهام را پخش میکند.
خیلی از تیمها وقتی فروش کند میشود، بلافاصله سراغ کمپین و تولید محتوا میروند. اما اگر جایگاه محصول هنوز مبهم باشد، این تلاشها فقط همان ابهام را با صدای بلندتر تکرار میکنند. چیزی که باید اول روشن شود این است که محصول شما برای چه موقعیتی ساخته شده، در مقایسه با چه جایگزینی معنیدار است، و کدام ارزش منحصربهفرد را باید در مرکز پیام بگذارید.
پوزیشنینگ، جمله تبلیغاتی نیست؛ عدسیای است که بقیه پیامها باید از آن عبور کنند.
ابهام معمولاً از کجا میآید؟
بیشتر اوقات تیم از داخل محصول حرف میزند: ویژگیها، امکانات، داشبوردها، اتوماسیونها. مشتری اما از بیرون تصمیم میگیرد و دنبال پاسخ سادهتری است: «این راهحل برای چه مسئلهای از گزینه فعلی من بهتر است؟»
پیام بدون دستهبندی درست، ضعیف میشود
اگر مخاطب نداند شما را در کدام طبقه ذهنی بگذارد، مجبور میشود خودش دستهبندیتان کند. این یعنی سوءبرداشت. وقتی دسته، جایگزین و ارزش متمایز روشن باشد، متن سایت، دمو، تبلیغ و حتی قیمتگذاری هم منسجمتر میشود.
تست واقعی پوزیشنینگ
اگر یک مشتری ایدهآل بعد از دیدن صفحه اول هنوز بپرسد «پس دقیقاً شما چه کاری میکنید؟» مسئله احتمالاً در ترافیک نیست، در جایگاه است.
جمعبندی و اقدام
- سه جایگزین واقعی مشتری را بنویسید؛ حتی اگر رقیب مستقیم شما نیستند
- ارزش متمایز را به زبان نتیجه، نه ویژگی، بازنویسی کنید
- صفحه اصلی و دمو را بر اساس همان جایگاه یکدست کنید
- قبل از خرج تبلیغ بیشتر، از پنج مشتری بپرسید شما را چطور توصیف میکنند
منابع و مطالعه بیشتر
این نوشته بازآفرینی تحلیلی است؛ برای جزئیات و زمینهٔ اصلی به منابع اولیه سر بزنید.
1. April Dunfordوبسایت
A Quickstart Guide to Positioning
2. April Dunfordوبسایت
A Product Positioning Exercise
اگر این را خواندید
این نوشتهها هم به همان موضوع نزدیکاند.